تبلیغات
مهران طلایی - شکار پلنگ در دوره قاجار
 
مهران طلایی
دوشنبه 6 بهمن 1393 :: نویسنده : مهران طلایی

گفته می شود منطقه دوشان‌ تپه یکی از مناطقی بود که پلنگ در آن زیاد وجود داشت و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه زیاد برای شکار در آن اردو می زدند. شکار پلنگ اوج قدرت و کفایت شاه در آن زمان را نشان می داد و عجیب نیست که مظفرالدین شاه که بیشتر عمر شاهی خود را بیمار و رنجور بود شکار یوزپلنگ را برای نشان دادن سلامتی خود انتخاب می کرد.

فرارو - شکار در میان شاهان ایران از گذشته نوعی نشان دادن کفایت و اقتدار شاهانه بود و به همین خاطر هرچه شکار قدرتمندتر، اقتدار شاه را بیشتر نشان می داد.

شکار در میان شاهان قاجار مانند سلاطین گذشته نه تنها رایج بود که برای دوتن از آنان یعنی فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه اهمیت ویژه ای داشت. مظفرالدین شاه هم راه پدر را ادامه داد و مانند او گاه و بی گاه به دشت لار و دوشان تپه می‌رفت و شکار می کرد. از عکس های برجا مانده از مظفرالدین شاه اینطور بر می آید که او بیشتر از زدن قوچ و آهو به شکار یکی از درنده ترین حیوانات زیست بودم ایران علاقمند بوده است؛ یعنی پلنگ و یوزپلنگ.گرچه اکنون بسیاری از گونه های حیوانات وحشی در تهران در خطر انقراض قرار دارند یا حتی منقرض شده اند اما تهران در دوره قاجار با توجه به محصور بودن در کوههای البرز در شمال و دشتهایی چون ورامین در جنوب و همچنین مراتع و صیدگاههای وسیع شرقی آن از مناطق نادری به حساب می‌آمد که مرکز زیست جانورانی چون کفتار، گرگ، شغال، روباه، خرس، قوچ، آهو، پلنگ و یوزپلنگ بود و به همین خاطر شاهان قاجار برای نشان دادن قوت تیر خود چندان از پایتخت دور نمی شدند.گفته می شود منطقه دوشان‌ تپه یکی از مناطقی بود که پلنگ در آن زیاد وجود داشت و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه زیاد برای شکار در آن اردو می زدند. شکار پلنگ اوج قدرت و کفایت شاه در آن زمان را نشان می داد و عجیب نیست که مظفرالدین شاه که بیشتر عمر شاهی خود را بیمار و رنجور بود شکار یوزپلنگ را برای نشان دادن سلامتی خود انتخاب می کرد.اهمیت شکار یوزپلنگ و پلنگ آنقدر زیاد بود که گاه اخبار آن در روزنامه ها نیز منتشر می شد. در روزنامه شرف در ربیع‌الاول 1302قمری که گزارشی از سفر اخیر و شکار ناصرالدین شاه نوشته آمده است: کوههای قرق دوشان تپه و جاجرود به واسطه بسیاری شکار، پلنگ زیاد دارد، چنانکه بندگان اعلیحضرت قوی شوکت اقدس همایون شاهنشاهی خلدالله ملکه و دولته تاکنون به مرور قریب بیست پلنگ در این شکارگاه به دست مبارک صید فرموده‌اند. از جمله روز بیست و یکم ربیع‌الاول که موکب همایونی تشریف فرمای دوشان‌تپه گردید، یک پلنگ به دست مبارک صید شد و چند نفر را هم زخمی کرد. باز به فاصلۀ سه روز دیگر که روز بیست و چهارم همین ماه بود، بندگان همایون شهریاری تشریف فرمای دوشان‌تپه شدند. در حالتی که برف به شدت می‌بارید و هوای در نهایت سردی بود، پلنگی پدید آمد، فوراً صید دست همایون گردید و چند تیر گلوله به دست مبارک به او زدند تا از پای درآمد. چون پلنگی بسیار قوی عظیم‌الجثه بود، که تاکنون چنین پلنگی دیده نشده بود، لهذا صورت آن ره به عینه از روی جثه و لاشه آن ساخته و در این روزنامه شریفه به طبع رسید و این پلنگ از سر تا دمش به قدر سه ذرع است.از عکس های معدودی که از مظفرالدین شاه در شکار برجامانده تعداد قابل توجهی از آن به شکار پلنگ و یوزپلنگ مربوط می شود که در حالت ایستاده بالای سر حیوان یا در حالی که نشسته و خنجری در دست به بدن حیوان ضربه می زند، گرفته شده است. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:01 ب.ظ
What i do not understood is in fact how you are not actually
much more smartly-favored than you may be right now.
You are very intelligent. You know therefore considerably in relation to this subject,
produced me for my part consider it from numerous numerous angles.
Its like men and women are not fascinated except it is one thing to accomplish with Lady gaga!

Your own stuffs excellent. All the time handle it up!
شنبه 14 مرداد 1396 10:32 ق.ظ
Amazing! Its really remarkable paragraph, I have got much clear idea about
from this paragraph.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 12:54 ق.ظ
Hey! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking
at alternatives for another platform. I would
be fantastic if you could point me in the direction of a good
platform.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:18 ب.ظ
Today, I went to the beach with my children. I found a
sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the
shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to tell
someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهران طلایی
نویسندگان
نظرسنجی
چه مقدار از وبلاگ من راضی هستید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :